السيد الطباطبائي
23
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )
أبقيت فينا كوكبين سناهما * فى الصّبح و الظّلماء ليس بخاف « 1 » متأنّقين و فى المكارم أرتعا * متألّقين بسودد و عفاف « 2 » قدرين فى الإرداء بل مطرين * فى الإجداء بل قمرين فى الإسداف « 3 » رزقا العلاء فأهل نجد كلّما * نطقا الفصاحة مثل أهل دياف « 4 » ساوى الرّضىّ المرتضى و تقاسما * خطط العلا بتناصف و تصاف « 5 » « * » [ در محامد و مكارم دو برادر : علّامهء طباطبائىّ و برادر ] ده سال تمام اين دو برادر در نجف اشرف مشرّف و با هم به تحصيل كمال مشغول ؛ و در دروس فقهىّ و اصولىّ و فلسفىّ و عرفانىّ و رياضىّ پيوسته با يكديگر تشريك مساعى داشتهاند . و بعلّت ضيق معاش و نرسيدن مقرّرى معهود از ملك زراعتى تبريز ، ناچار از مراجعت به ايران مىگردند . و ده سال در قريهء شادآباد تبريز جز مقدار مختصرى به فلاحت و زراعت اشتغال مىورزند ؛ تا آنكه امور فلاحت تا اندازهاى سر و سامان مىگيرد ؛ و استاد علّامه براى حفظ حوزهء علميهء قم از گزند حوادث عقيدتى طلّاب بقم مهاجرت مىكنند . و اخوى ايشان در خود تبريز ساكن شده و در آن سامان بتدريس طلّاب مشغول مىشوند . آيت اللّه حاجّ سيّد محمّد حسن الهى در حوزهء تبريز بتدريس فلسفه از شفا و اسفار و ساير كتب ملّا صدرا اشتغال مىورزند و احيانا بعضى از عاشقان راه خدا را
--> * شرح التنوير بر سقط الزند ابو العلاء معرى ج 2 ص 62 . ( 1 ) تو در ميان ما دو ستاره درخشان از خود به يادگار گذاشتى كه شعاع پرتو آنها در دو وقت صبح روشن و شب تاريك پنهان نيست . ( 2 ) اين دو برادر پيوسته در باغهاى مكارم اخلاق گردش مىكنند ؛ و از مناظرهء دلفريب آن خوشايند ؛ و چون برق درخشان به بزرگوارى و عفت اشتهار دارند . ( 3 ) اين دو برادر در به هلاكت رسانيدن دشمنان دين ببحث و مجادله و مخاصمه چون قضاء حتميّه الهيّه هستند ، كه يكباره بر سر آنان فرودآيند ؛ و در بخشش و عطا چون باران ريزان ؛ و در زيبائى چهره و سيماى منظر چون دو ماه تابانند كه در هنگام سياهى شب ظاهر مىشوند . ( 4 ) در مجد و بزرگى به پايهاى رسيدهاند كه اهل نجد با آن فصاحت و بلاغت ، گفتارشان به مثابه اهل دياف كه سخنان ركيك است جلوه مىكند . ( 5 ) رضىّ و مرتضى در فضل و شرف يكسان هستند ؛ و مكارم را بين خود تقسيم كردهاند ؛ و عقيدهء خود را نيز در استحقاق آنچه برادر خود از كمالات را حائز شده است پاك نموده ؛ و بحقّ او اعتراف نمودهاند .